تبلیغات
انسانیت منقرض شد - مطالب هفته سوم مرداد 1390
انسانیت منقرض شد
ما همه از یك نوعیم
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 18 مرداد 1390 توسط صبا

اینو بذارید تو وبتون برای حمایت ازمن





نوشته شده در تاریخ سه شنبه 18 مرداد 1390 توسط صبا

 

تا یه مدت كوتاه شاید نیام نت.......فقط یادتون باشه همه رو دعا كنید

این نامه رو خدا نوشته...بخونیم و به حال خودمون گریه كنیم...خیلی ناراحت كننده است

امروز صبح که از خواب بیدار شدی نگاهت میکردم و امیدوار بودمکه با من حرف بزنی حتی برای چند کلمه نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبی که دیروز در زندگیت افتاد از من تشکر کنی اما متوجه شدم که خیلی مشغولی ... مشغول انتخاب لباسی که می خواستی بپوشی..وقتی داشتی این طرف و ان طرف میدویدیتا حاضر شوی فکر کردمچند دقیقه ای وقت داری که بایستی وبه من بگویی :سلام.. اما تو خیلی مشغول بودی

یک بار مجبور شدی منتظر بشویو برای مدت یک ربع کاری نداشتی جز انکه روی صندلی بنشینی بعد دیدمت که از جا پریدی خیال کردم میخواهی با من صحبت کنی اما به طرف تلفن دویدی و در عوض به دوستت تلفن کردی تا از اخرین شایعاتبا خبر شوی تمتم روز با صبوری منتظر بودم با اونهمه کار های مختلف گمانمیکنم اصلا وقتنداشتی با من حرف بزنی

متوجه شدم قبل از نهار هی دوروبرت را نگاه میکنی شاید چون خجالت میکشیدی با من حرف بزنیسرت را به سوی من خم نکردی تو به خانه رفتی و به نظر رسید خیلی کار ها برای انجام دادن داری ....باز هم صبورانه انتظارت را کشیمشام خوردی و به خانواده ات شب بخیر گفتی و به رخت خوابت رفتی و فورا به خواب رفتی....اشکالی ندارد احتمالا متوجه نشدی که من تمتم مدت در کنارت بئدم و برای کمک اماده.....من صبورم بیش از انچه تو فکرش را میکنی...حتی دلم میخواهد یادت بدهمچطور با دیگران صبور باشی....من انقدر دوستت دارم که هر روز منتظرت هستم ...منتظر یک سر تکان دادن .دعا.فکر.یا گوشه ای از قلبت که متشکر باشد !

خیلی سخت است که یک مکالمه یک طرفه داشته باشی خوب من باز هم منتظرت هستم . سراسر پر از عشق تو به امید انکه شاید امروز کمی از وقتت را به من بدهی

دوست و دوستدارت: خدا

منبع نامه ادامه مطلب



ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 18 مرداد 1390 توسط صبا

از نظرات همتون ممنونم..واقعا بهم دلگرمی داد......وقتی هیچكی نظر نمیداد خیلی ناراحت بودم فكر میكردم واقعا تیتر وبلاگم درست میگه.......

ولی خدا رو شكر نه...

تو ادامه مطلب یه چیز گذاشتم كه هر كی تا تهش بخونه قلبش تیر میكشه

همه برید و بخونید..........

 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 16 مرداد 1390 توسط صبا

من با دو چشم خویشتن دیدم که جانم میرود.......

سر تا پای‌ خودم‌ را كه‌ خلاصه‌ می‌كنم، می‌شوم‌ قد یك‌ كف‌ دست‌ خاك‌
كه‌ ممكن‌ بود یك‌ تكه‌ آجر باشد توی‌ دیوار یك‌ خانه
یا یك‌ قلوه‌ سنگ‌ روی‌ شانه‌ یك‌ كوه
یا مشتی‌ سنگ‌ریزه، ته‌ته‌ اقیانوس؛
یا حتی‌ خاك‌ یك‌ گلدان‌ باشد؛ خاك‌ همین‌ گلدان‌ پشت‌ پنجره



یك‌ كف‌ دست‌ خاك‌ ممكن‌ است‌ هیچ‌ وقت
هیچ‌ اسمی‌ نداشته‌ باشد و تا همیشه، خاك‌ باقی‌ بماند، فقط‌ خاك
اما حالا یك‌ كف‌ دست‌ خاك‌ وجود دارد كه‌ خدا به‌ او اجازه‌ داده‌ نفس‌ بكشد
ببیند، بشنود، بفهمد، جان‌ داشته‌ باشد
.

 



درباره وبلاگ

با سلام به بازدید كنندگان محترم!
هدف از وب شناساندن موسسات خیریه و كمك به افراد نیازمند است!!
اگر مایلید بهم كمك كنید حتما به این موسسات سر بزنید!!
ممنونم
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نظر سنجی
ایا مبلغی برای موسسات در نظر گرفتید؟



نویسندگان
پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
کودک یار xrf7ef0s838y7yzc6va.gif g4rjqqlkx7qwnb5r7zl.gif
« ارسال برای دوستان »
نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:

Powered by ParsTools

موبایل

فال حافظ

دانلود

خرید اینترنتی